الشيخ حسين المظاهري

324

جهاد با نفس (فارسى)

بدهد ، پيش مولا اميرالمؤمنين ( ع ) آمد و گفت : رفتم كلفتى بگيرم اما پدرم چيزى به من داد كه از دنيا و آنچه در دنياست بهتر است . آن چيست ؟ 34 مرتبه الله اكبر ، 33 مرتبه الحمدلله و 33 مرتبه سبحان‌الله . اين زهراى مرضيه ( س ) بود با اين وضعش . بالاخره زمانى اسلام رونقى گرفت ، پيامبر اكرم ( ص ) خودش فضه خادمه را براى حضرت زهرا ( س ) آوردند . جملهء پيامبر اكرم ( ص ) به حضرت زهرا ( س ) اين است كه فرمودند : زهرا جان ، اين انسانى مثل تو است ، همانطور كه تو از كارى خسته مىشوى او هم خسته مىشود ، همين طور كه تو استراحت را دوست دارى او هم استراحت را دوست دارد ، بنابراين كارهاى خانه‌ات را قسمت كنيد ، يك روز كار خانه مال تو و روز ديگر مال فضه باشد . الان در ميان عربها مشهور است كه مىگويند امروز روز كار فضه است . كارها قسمت شده بود ؛ يك روز حضرت زهرا ( س ) با دست مباركش جو را آسياب مىكرد ، آرد جو را پخت و با كلفتش مىخورد ، يك چنين غذايى را تهيه كرده بود ، موقع افطار شد ، يك كسى آمد و گفت : من فقيرم ، مسكينم ، مرا يارى كنيد . حضرت زهرا ( س ) اول افطار خودش را برداشت و مابقى را هم كه جمعاً 6 دانه مىشد به فقير داد و فقير رفت . حضرت زهرا ( س ) دوباره از آردى كه در خانه بود نان درست كرد و براى افطار آماده شدند . يكى ديگر آمد و گفت : اسيرى هستم ، چيزى ندارم ، به من كمك كنيد . بار دوم 6 قرص نان را به اسير داد و او رفت . بار ديگر